ليدا هادى
لئوناردو داوينچى نخستين كسى بود كه همواره قصد داشت ارابه اى غول پيكر و سنگين
براى حضور در ميدانهاى جنگ را طراحى كند. در ميان نوشته هاى اچ.جى. ولز در سال
۱۹۰۴ ميلادى هم مى توان به خوبى نشانى از وسيله اى آهنين يافت كه با در هم كوبيدن
صحنه هاى نبرد با توان عظيمى به پيش مى رود. اما آنچه كه هم اكنون ما به عنوان تانك مى شناسيم ۹۰ سال
پيش در سپتامبر ۱۹۱۶ از سوى نيروهاى انگليسى در جبهه سم (Somme) فرانسه عليه
نيروهاى آلمانى به كارگرفته شد در آن روز نيروهاى كشور آلمان با وسيله غول پيكر و
آهنينى مواجه شدند كه هيچ نشانى از لوله تفنگ بر آن وجود نداشت و با قدرت بسيارى
مى توانست خاكريز ها و سنگرهاى آنان را در هم بكوبد و پيش برود. قابليت شليك توپ
از دو طرف آن نيز نيروهاى ارتش آلمان را به شدت در اين منطقه غافلگير كرده بود.
آنچه كه اكنون از تانك هاى
گذشته برجاى مانده شكل و شمايل غول آسا با چرخ دنده هاى حركتى جالب آنهاست كه در
دوران مختلف و با تغيير و تحول هاى بسيار، به پيشرفت قابل توجهى دست يافته اند.
نخستين بار يك كارخانه توليد تجهيزات كشاورزى آمريكايى قصد ساخت وسيله سنگينى را
داشت كه با حركت زنجيره اى ريل هاى خود بتواند زمين هاى كشاورزى و زراعى را براى
كشاورزان هموار كند كه به سرعت از سوى نيروهاى ارتش آمريكا اين ايده رد شد. تا
اين كه يك مهندس انگليسى به نام «ارنست سونيتون» با طراحى بديع خود از يك دستگاه تانك توانست نظر وينستون
چرچيل مقام ارشد ارتش وقت انگلستان را به خود جلب كند و از آن در مقابله با
نيروهاى آلمانى بهره ببرد. چرچيل با مشاهده ايده اين مهندس خوش ذوق انگليسى به
سرعت با تشكيل هيأتى از سربازان و نيروهاى ارتش به طور رسمى اعلام كرد كه قصد
توليد وسيله نقليه مهاجمى را دارد كه همراه با ويرانى، قابليت شليك نيز داشته
باشد. از آنجا كه ساخت وسيله دفاعى جديد نيازمند اسم رمزى بود كه ايده آن را از
دشمنان جبهه مقابل پنهان كند، آنها نام «تانك هاى
آبرسانى بين النهرين» را براى آن انتخاب كردند كه بعد از مدتى نام تانك ميان همه استفاده
شد. انتخاب اين نام چندان هم بى مسمى نبوده است. زيرا تانك هاى ابتدايى شبيه
تانكرهاى حمل آب بودند و هيچ نشانى از تجهيزات و امكانات نظامى برخود نداشتند.
جالب آن كه مهندسان انگليسى در آن زمان تانك ها را به دوگونه نر
و ماده تقسيم كرده بودند.
تانك هاى نر داراى دو دهانه لوله اى شكل در دو طرف بودند كه قابليت شليك از
مجارى را داشت و تانك هاى
ماده بيشتر براى هموار كردن سنگرها، خاكريز ها و گذشتن از مرز هاى سيم خاردار به
كار برده مى شدند. ۸ نفر خدمه تانك مجبور بودند تنها
با حركت دست و اشاره با هم ارتباط بگيرند. موتور تانك هم داراى قدرت ۱۰۵
اسب بخار بود كه در آن زمان در نوع خود يكى از وسايل نظامى حيرت آور به شمار مى رفت.
ارتش انگلستان پس از آزمايش نخستين تانك و مشاهده قابليت
گسترده آن به سرعت اقدام به مجوز ساخت ۴۹ دستگاه تانك را گرفت كه در جبهه
«سم» با استفاده از ۱۱ مورد از آنها ارتش آلمان را غافلگير نمود. طولى نكشيد كه
جنجال فراوانى در اين زمينه به پا شد. روزنامه ديلى ميرور يك ماه پس از اين حمله
شديد در نوامبر ۱۹۱۶ اولين تصوير تانك هاى حاضر در ميدان
را براى همه به معرض تماشاگذاشت كه در آن زمان مبلغى در حدود يك هزار پوند (در
حدود ۳۵ هزار پوند كنونى) برايشان هزينه دربرداشت. با اين رو نمايى تمامى نيروهاى
نظامى كشورهاى حاضر در صحنه جنگ سعى در دستيابى به اين تجهيزات پيشرفته را داشتند
كه توانستند به سرعت نيز آن را در اختيار بگيرند. از آن پس تاكنون تانك ها در ميادين جنگ و
جبهه ها مهم ترين وسيله تخريب و پيش روى نيروهاى نظامى به شمار مى آيند.
كلاشنيكف؛ محبوب ترين اسله جهان
ميخاييل تيمونويچ كلاشنيكف كه در ايران او را به كلاشينكف مى شناسند ۱۰ نوامبر
سال ۱۹۱۹ ميلادى در خانواده اى پرجمعيت و روستايى در كوريا يكى از روستاهاى دور
افتاده سيبرى به دنيا آمد. او كه هفدهمين فرزند الكساندرا و تيموول بود نتوانست
آن طور كه بايد به تحصيل بپردازد به طورى كه با پايان كلاس سوم متوسطه ميخاييل در
ماتاى و به عنوان متخصص فنى بخش راه آهن تركستان- سيبرى مشغول به فعاليت شد. در
سال ۱۹۳۸ با اعلام فراخوان ارتش شوروى سابق به نيروى نظامى كشور پيوست و پس از
سپرى كردن دوره هاى آموزشى مختلف در مدرسه عالى نظامى كى يف به فراگيرى علوم و
فنون مخصوص تانك ها و
هدايت آنها پرداخت.
در اين دوران ميخاييل بارها با ارائه ايده هاى ناب و نوين خود باعث حيرت
فرماندهان و اطرافيان خود شد. يكى از بزرگ ترين دستاوردهاى او در طول خدمتش در
ارتش اختراع دستگاه
مخصوص شمارش تعداد شليك هاى
تانك ها بود. وى همچنين با تغييرات عمده اى كه در لوله هاى تانك ايجاد كرد توانست
در تأثير شليك و كاهش ميزان خطاى آنها نقش چشمگيرى داشته باشد. در ژوئن ۱۹۴۱
ميخاييل كلاشنيكف از سوى سران ارتش شوروى براى تكميل طرح هاى خود به لنينگراد
فرستاده شد. با آغاز جنگ جهانى دوم ميخاييل به عنوان فرمانده خدمه تانك در جنگ شركت كرد
اما پس از مدتى بشدت زخمى شد كه زمان ۶ ماهه بسترى بودن او فرصت مناسبى براى
شكوفايى و اجراى ايده هاى ناب وى بود. ميخاييل ۲۸ ساله در بيمارستان با مقايسه
سلاح هاى خودكار آلمانى ها با آنچه كه در اختيار نيروهاى ارتش شوروى بود در پى اختراع مسلسل نيمه
خودكارى برآمد كه درعين سبكى و سهولت حمل بتواند تأثير فراوانى در شدت جراحات
وارده و همچنين تير بار بدون توقف داشته باشد.
سادگى و سهولت حمل، اطمينان و تضمين كاركرد و سرعت عملكرد وسيله دفاعى آن چيزى
بود كه ميخاييل به آن توجه داشت. در نهايت در سال ۱۹۴۷ با ارائه مسلسل «آفتومات
كلاشنيكف ۴۷» با نام اختصارى AK47 مشهورترين سلاح سبك را به جهانيان معرفى كرد.
اين سلاح از سال ۱۹۵۱ به طور رسمى و پس از رقابت تنگاتنگ با ديگر همتايان خود در
ارتش شوروى سابق به كارگرفته شد كه با گذشت سال ها برقابليت ها و توانايى هاى آن
هر لحظه افزوده مى شود. به طورى كه در سال هاى ۱۹۵۰ تا ۱۹۷۰ ميلادى كلاشنيكف با
انواع مدل هاى مختلف توانست به راحتى بازار اسلحه دنيا را از آن خود كند. اسلحه
كلاشنيكف براى مخترع خود افتخارات فراوانى به دنبال داشت. به طورى كه نه فقط نام
كلاشنيكف را براى هميشه به صورت افسانه اى در ميان هر جنگ و نبردى كه در دنياى
كنونى جوامع بشرى به فراوان ديده مى شود زنده مى كند بلكه او را به عنوان رئيس
اتحاديه اسلحه سازان روسيه كه هم اكنون بزرگ ترين توليد كننده اسلحه دنيا به شمار
مى آيد به همگان معرفى كرد. كسب عنوان «قهرمان جامعه سوسياليستى شوروى» در سال هاى
۱۹۵۸ و ،۱۹۷۶ جايزه استالين (۱۹۴۹)، جايزه لنين (۱۹۶۴) و دريافت مدرك دكتراى
افتخارى ومركز تحقيقات مهندسى روسيه و كسب نشان سرهنگى ارتش از افتخارات چشمگيرى
است كه نصيب ميخاييل كلاشنيكف شده است. هم اكنون در سرتاسر كشور هاى دنيا نزديك
به ۱۰۰ ميليون سلاح خودكار كلاشنيكف در مدل هاى مختلف وجود دارد كه نيروهاى مسلح
۵۵ كشور جهان به عنوان كاربردى ترين سلاح گرم موجود آن را در اختيار دارند.
رويكرد كلاشنيكف در سياست نظامى كشورهاى دنيا به گونه اى است كه حتى در سمبل ملى
شش قدرت نظامى جهان تصويرى از اين اسلحه سبك به چشم مى خورد. ميخاييل كه چندى پيش
جشن تولد ۸۷ سالگى خود را بر گزار كرد در ۵۰ سال فعاليت دركارخانه اسلحه سازى شهر
«ايژفسك» داراى ايده هاى خاصى نيز در زمينه جنگ افزارى خود است. كلاشنيكف كهنسال
امروز كه با اختراع خود
نزديك به ۵۰ ميليون نفر را در جهان در تيرس آماج گلوله هاى پرشتاب اسلحه اش قرار
داده، هدف اصلى از ساختن چنين سلاحى را صرفاً ايجاد جراحت هاى عميق سربازان و
نيروهاى جنگاور عنوان مى كند. او كه عقايد و باورهايش تا مدت هاى طولانى بر
اعتقادات نظامى كشور شوروى سابق تسلط داشت معتقد است: زخمى كردن سربازان رويكرد
بهترى نسبت به كشتن آنها دارد چرا كه با اين كار با افزايش شمار مجروحان توان
دفاعى و تهاجمى دشمن كم مى شود و از سويى نيروى مازاد صرف عقب نشينى و ساماندهى
مجروحان مى شود.
از سوى ديگر هزينه هاى بالاى مداواى مجروحان جنگى در سال هاى سال مى تواند
مسئولان كشور مقابل را با گرفتارى هاى فراوانى مواجه سازد كه در اين ميان اثرات
روانى ناگوار آن بر پيكره روحى سربازان و نيروهاى يك كشور مهم ترين دستاورد سلاح
گرم و قدرتمند كلاشنيكف است. او چندى پيش در گفت وگو با خبرگزارى مسكو گفت: «هنگامى
كه اين اسلحه را در دستان نيروهاى سراسر جهان مى بينم از خودم مى پرسم چطور اين
سلاح به دست آنها رسيده است. قصد من فقط دفاع از كشورم در مقابل نيروهاى آلمانى
بود و هيچ گاه فكر نمى كردم تا اين اندازه كلاشنيكف در جهان گسترش پيدا كند.»