امكان دارد چنين پرسشي، در طول زندگي و در مواجهه با اتومبيل، براي هر فرد كنجكاو و علاقمند به اتومبيل پيش آمده باشد، ولي در هر صورت، بر اساس آنچه كه تاكنون در اين باره گفته شده و در روزنامه‌ها، مجلات و كتب علمي به چاپ رسيده، مي‌توان جواب داد كه «گوتليب دايملر» و «كارل بنز» هر دو از كشور آلمان، مخترع اتومبيل بوده‌اند.

اين دو انسان علاقمند و جدي در سايه تلاش و كوشش بسيار موفق شدند بالاخره به آرزوي ديرينه خود دست پيدا كنند و اتومبيل را اختراع ن ايند. آنها توانستند با استفاده از مصرف انرژي، كار توليد كنند .

«كارل بنز» پس از آنكه موفق شد اتومبيلش را بسازد، براي اولين بار در روز سوم جولاي سال 1886 در روي خيابانهاي شهر «مانهايم» اتومبيلش را به حركت درآورد. در همان زمان «گوتليب دايملر» نيز اطاق ماشين‌اش را طبق سفارشي كه به «ويمبف» كالسكه ساز اهل منطقه «بادكانشتات» داده بود دريافت كرد، در ماه اول همان سال براي اولين بار با اتومبيلش به رانندگي در شهر پرداخت.

 

بر اين اساس اگر امروزه، در عالم اتومبيل مشاهده مي‌شود كه درباره كارخانه عظيم اتومبيل سازي دايملر بنز اينقدر زياد صحبت مي‌شود و هميشه مدلهاي اين كمپاني به خاطر استحكام، زيبايي، قدرت و توان بالا جزو بهترين اتومبيلهاي جهان شناخته مي‌شوند، همه مرهون كوشش اين دو مخترع اتومبيل است كه پس از ساختن و اختراع ا ومبيل‌هايشان، بطور مشترك كارخانه اتومبيل‌سازي را در شهر اشتوتگارت تأسيس كردند كه تا كنون همچنان به نام دايملر بنز باقي مانده و به فعاليت خود ادامه مي‌دهد

تا سال 1926 كارخانه اتومبيل‌سازي گوتليب دايملر در شهر «اشتوتگارت» و كارخانه اتومبيل سازي «كارل بنز» در شهر «مانهايم» به صورت مستقل و جدا از هم فعاليت و كار مي‌كردند، اما از آن زمان به بعد به خاطر تكامل و پيشرفت در رشته اتومبيل سازي و همچنين ظهور برخي مشكلات اقتصادي و مالي، اين دو نقر تصميم گرفتند، تا كارخانجات اتومبيل‌سازي خود را با هم يكي كنند و بدين شكل ادامه فعاليت دهند.

 

اتريشي‌ها مي‌گويند «زيگفريد ماركوس» كه در اصل تكنيسيني علاقمند به كارهاي ابتكاري بود، در سال 1875 در شهر «وين» اتومبيلي ساخت كه 35 كيلومتر بر ساعت سرعت داشت.

در خصوص موتورهاي گازي، لازم است كه به دو محقق بنام‌هاي «لنوي» فرانسوي و «نيكولاس اوتو» آلماني اشاره كنيم كه سالها در زمينه ساخت و طراحي و تكامل چنين موتورهايي تلاش كردند.

 

نيكولاس اوتو، همان شخصي است كه موفق شد موتورهايي را بسازد كه امروزه ما آنها را به نام «موتورهاي اوتو» مي‌شناسيم. تا قبل از ساخته شدن موتورهاي اوتو، موتور اتومبيلهاي آن هنگام فاقد دستگاه كاربراتور جهت تنظيم ميزان بنزين بودند، اما «اوتو» با ساخت موتور ابتكاري خود كه داراي دستگاه نوظهور كاربراتور نيز بود، عملاً انقلابي را در صنعت اتومبيل سازي بوجود آورد.

 

اگر به زماني كه اتومبيل توسط دايملر و بنز اختراع ش و مرداني مبتكر و خلاق مانند ماي باخ  و اوتو در راه تكامل و پيشرفت اين وسيله نقليه نوظهور كوشيدند، باز گرديم و مناطقي را كه اينها طرح‌هاي خود را عملي ساختند، بررسي نماييم به شهرهاي چون اشتوتگارت، بادكانشتات، اونتورك هايم و مانهايم برمي‌خوريم كه همگي در محدوده ايالت «بادن ورتمبرگ» آلمان قرار دارند، اما در اصل چنين بررسي و تحقيقي به ما اين واقعيت را نشان مي‌دهد كه تمامي فعاليتهايي كه در زمينه اختراع و ساخت اتومبيل صورت گرفت، همگي در يك منطقه و ايالات متمركز بوده است.

در نگاه اول موردي كه بيش از همه جلب نظر مي‌كند، شكل و ساختمان لاستيك چرخ‌هاي اتومبيل‌هاي آن هنگام است. در آن موقع سازندگان اتومبيل بر خلاف حالا كه از لاستيك‌هاي تو خالي و همراه با تيوب استفاده مي‌كنند، از لاستيك‌هاي كاملاً توپر در ماشين‌هاي خود استفاده مي‌كردند.

همچنين چرخ‌هاي جلوي اتومبيلها هميشه كوچكتر از چرخهاي قسمت عقبي بودند كه البته اين حالت به سيستم «لوتس مان» مربوط مي‌شد. لوتس مان نام مردي محقق و مبتكر در رابطه با اتومبيل بود كه قبل از اختراع ا ومبيل كه كالسكه‌ها و در شكه‌ها ،مورد استاده قرار مي‌گرفتند نقليه بودند        پيشنهاد داد كه چرخ‌هاي جلويي را از چرخهاي عقبي كوچكتر بسازند تا وسيله نقليه راحت‌تر بتواند به طرفين بچرخد و دوربزند. با استفاده كالسكه سازان از اين روش و موفقيت آميز بودن آن، كم‌كم نام لوتس مان بر سر زبانها افتاد و اين روش به سيستم لوتس مان معروف شد، از اين رو پس از اختراع ا ومبيل، كارخانجات اتومبيل‌سازي آن زمان مانند دايملر، يانهار لواسور، بنز، پژو و حتي اپل از اين نوع سيستم در ماشين‌هاي خود استفاده كردند.

اينكه امروزه در ارتباط با نوع اتاق اتومبيل، واژه‌هايي مانند كوپه، ليموزين و حتي كابريو بكار برده مي‌شود، اصطلاحاتي هستند كه از زبان فرانسوي ريشه گرفته و در آن هنگام اصلاً مصطلح نبودند. در سالهاي اوليه قرن نوزدهم، شهر پاريس نه فقط مركزي براي طراحي و توليد وسايل مورد نياز انسان، مانند پوشاك بود، بلكه حتي در زمينه صنعت، بويژه ساخت و طراحي اتومبيل حرف اول را مي‌زد و به همين علت طرحهاي مبتكرين فرانسوي، در سراسر جهان پذيرفته شدند و در نتيجه اصطلاحاتي پديد آمد.

اينك پس از سالها كمپانيها و شركتهاي بزرگ جهاني با استفاده از روابط و قوانين مكانيك-ترموديناميك- الكتروديناميك و با بهره‌گيري از ديگر تخصص‌هاي لازم مي‌توانند با راندمان و بازده بيشتري از منابع انرژي جهت توليد كار و ايجاد نيروي محركه خودروها استفاده كنند.

با استفاده از بنزين، گازوييل، گاز،  سوخت جامد،  انرژي خورشيدي و در اين اواخر ديده مي‌شود كه گاهي از آناليز و تجزيه و بهره‌گيري از انرژي تركيبي آب نيز خودروهايي را در سرتاسر خيابانهاي جهان به حركت وا مي‌دارند. طولي نخواهد كشيد كه كاربري انرژيهاي ديگري نيز در خدمت بشر خواهد بود.